اختلالات خلقی و عاطفی

تعریف اختلالات خلقی:

خلق ممکن است طبیعی، بالا یا پایین باشد. شخص طبیعی طیف وسیعی از خلق ها را تجربه می کند و به همان نسبت مجموعه ای از تجلیات عاطفی نیز دارد. شخص عادی قادر به کنترل اخلاق و عواطف خود هست. اختلالات خلقی گروهی از حالات بالینی هستندکه با اختلال خلق، فقدان احساس کنترل بر خلق و تجربه ذهنی ناراحتی شدید همراه هستند.

کسانی که خلق بالا دارند(مانیک) حالت انبساط خاطر، پرش افکار، کاهش خواب، افزایش احترام به نفس و افکار بزرگ منشانه نشان می دهند.

افرادی که خلق پایین دارند(افسردگی) با کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه،اشکال در تمرکز، بی اشتهایی، افکار مرگ و خود کشی مشخص می شوند.

شیوع:

افسردگی اساسی در زنها دو برابر شایع تر از مردان است. علل این تفاوت ممکن است مربوط به تفاوت های هورمونی، اثرات زایمان، عوامل استرس زای روانی اجتماعی متفاوت برای زنان و مردان باشد.

اختلال دو قطبی در مرد و زن بطور یکسان شایع است.دوره های مانی در مردان و دوره های افسردگی در زنان بیشتر است.

شروع اختلال دو قطبی زودتر از اختلال افسردگی اساسی است.سن شروع اختلال دو قطبی از کودکی تا ۵۰ سالگی حتی ندرتا بالاتر، با میانگین ۳۰ سالگی گسترده است. سن متوسط شروع اختلال افسردگی اساسی حدود ۴۰ سالگی است.

علائم :

  1. تغییر در سطح فعالیت
  2. اختلال در توانایی های شناختی
  3. مشکلاتی در تکلم
  4. بی خوابی یا خواب زیاد
  5. اشتهای زیاد یا بی اشتهایی
  6. مشکلاتی در میل جنسی
  7. اختلال در عملکرد شغلی
  8. اختلال در روابط اجتماعی و بین فردی

 

انواع اختلالات خلقی:

  1. افسردگی اساسی یا یک قطبی: این بیماران فقط دوره های افسردگی اساسی دارند و ممکن است فرد یک یا چند دوره افسردگی را گذرانده باشد. هر دوره باید حداقل دو هفته ادامه داشته باشد و فرد حداقل ۴ علامت از علائم افسردگی را داشته باشد.
  2. افسردگی دو قطبی: اختلالی با سیر بالینی مرکب از یک یا چند دوره مانیک یا هیپومانیک و افسردگی اساسی است.
  3. اختلال افسرده خویی: فرد یک دوره حداقل دو ساله علائم افسردگی راتجربه می کند. البته شدت علائم نسبت به افسردگی اساسی خفیف تر است.
  4. اختلال ادواری: فرد یک دوره حداقل دو ساله علائم هیپومانیک و افسردگی را بطور خفیف تجربه می کند. شدت علائم نسبت به افسردگی دو قطبی خفیف تر است.

     

 

 

علل اختلالات خلقی:

  1. عوامل زیست شناختی: نوراپی نفرین و سروتونین دو ناقل عصبی هستند که بیش از همه در اختلالات خلقی مطرح می شوند. همچنین رابطه ای بین ترشح بیش از معمول کورتیزول و افسردگی وجود دارد.
  2. عوامل ژنتیکی: یکی از عوامل قابل ملاحظه در اختلالات خلقی بحث ژنتیک است. زنتیک در اختلالات دو قطبی نقش مهمتری دارد تا افسردگی اساسی. ۵۰ درصد مبتلایان ، یکی از والدینشان به اختلالات خلقی مبتلاست.
  3. عوامل روانی اجتماعی: رویدادهای زندگی و استر س های محیطی در ایجاد اختلالات خلق موثر هستند. برخی از این عوامل عبارتند از از دست دادن پدر یا مادر قبل از ۱۱ سالگی، مرگ همسر،بیکاری و ….
  4. عوامل شخصیتی : برخی انواع شخصیت مانند وسواسی-جبری،هستریک و مرزی ممکن است در معرض خطر بیشتری برای افسردگی باشند. رخدادهایی که اثر منفی بر عزت نفس فرد وارد می کنند نیز در ایجاد اختلال موثر هستند.

     

درمان اختلالات خلقی:

  1. دارو درمانی: داروهای ضد افسردگی( این داروها معمولا ۳ تا ۴ هفته طول می کشد تا اثر درمانی خود را اعمال کنند). این داروها عبارتند از : ضد افسردگی های سه حلقه ای و چهار حلقه ای، مهار کننده های اختصاصی جذب مجدد سروتونین و… .
  2. رفتاردرمانی:رفتار درمانی بر این فرض متکی است که الگوهای رفتار غیرانطباقی موجب می شود که شخص از جامعه پسخوراند مثبت اندکی دریافت کرده یا اشکارا طرد شده است. در جریان درمان بیمار یاد می گیرد به گونه ای رفتار کند که تقویت مثبت دریافت کند.
  3. رواندرمانی تحلیلی: هدف ایجاد تغییر در ساختمان شخصیت یا منش است، نه فقط رفع علادم افسردگی. بهبود در میزان اعتماد بین فردی، صمیمیت، مکانیسم های مقابله، توانایی تجربه داغدیدگی، توانایی تجربه وطیف وسیعی از هیجانات از اهداف رواندرمانی تحلیلی است.
  4. شناخت درمانی: در این روش تاکید بر شناسایی و به چالش کشیدن افکار منفی، روشهای متفاوت اندیشیدن، تمرین پاسخ های شناختی و رفتاری است. برخی از مطالعات نشان داده اند که شناخت درمانی از نظر تاثیر با دارودرمانی برابری می کند.
  5. رواندرمانی خانواده:در صورتی که اختلال زندگی خانوادگی یا زناشویی بیمار را در معرض تهدید قرار داده باشد رواندرمانی خانواده برای تسهیل موقعیت یا دوام خانواده لازم است.
  6. اموزش بیمار: اگاهی دادن درباره عوارض جانبی داروها، میزان دوز مصرفی و… .
  7. الکترو شوک درمانی: زمانی که بیمار به درمان دارویی پاسخ ندهد از این روش استفاده می شود.
  8. رواندرمانی بین فردی: این درمان شامل ۱۲ تا ۱۶ جلسه هفتگی است و رفتارهای مشخص مثلا فقدان قاطعیت، اختلال در مهارتهای اجتماعی و تفکر دگرگون ممکن است مورد اشاره قرار بگیرد.

پیشنهاد به اطرافیان:

  1. اگاهی یافتن درباره اختلال بیمار و نوع ان
  2. شرکت در جلسات خانواده درمانی
  3. همراهی بیمار در طول جلسات درمان
  4. حمایت و تشویق بیمار به مصرف دارو
  5. کسب اگاهی درباره عوارض جانبی دارو
  6. در صورت وجود افکار خودکشی در بیمار سریعا به پزشک مربوطه مراجعه کنید.
  7. صبور باشید.

 

1 فکر می‌کنند “اختلالات خلقی و عاطفی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *