انسان و رفتار جنسی(۹)

عشق، صمیمت، روابط بین فردی و رفتار جنسی (بخش اول)

عشق، صمیمت، جذابیت، دلبستگی و روابط جنسی در بستر روابط بین فردی و عاطفی از ابعاد بسیار مهم و البته پیچیده زندگی انسان است. روابط جنسی و روابط عاطفی در روابط بین فردی انسان ها، به نوعی ترکیب شده است. این ترکیب شگفت انگیز از عشق، صممیت، جذابیت، تمایلات جنسی و… شاید اصلی ترین منشاء غیر فیزیولوژیک گرایش انسان ها به یکدیگر و داشتن روابط جنسی است. بنابراین این مبحث را مقدمه ای در مورد عشق و صمیمت آغاز خواهیم کرد.

در طول تاریخ توصیف های متعددی از عشق ارائه شده است. غم و اندوه و لذت و شکوه عشق، باعث شده است شاعران، هنرمندان، متفکران، نویسندگان و بسیاری دیگر عشق را الهام بخش بسیاری از آثار خود کنند و براستی عشق در بسیاری از فرهنگ ها و جوامع از عناصر اصلی هنری و ادبی بوده و هست. هرکدام از ما در طول زندگی خود به طریقی با عشق آشنا شده ایم و اولین حالت معنی دار عشق را در دوران نوباوگی و کودکی. شاید بهترین و بدترین لحظات زندگی هر کدام از ما به نوعی با عشق گره خورده باشد. اما عشق واقعا چیست و آن را چگونه تعریف می کنیم؟

عشق نوع خاصی از نگرش ماست به همراه عناصر رفتاری و هیجانی بسیار قوی. بعلاوه عشق طرحواره ای است که برای آن تعریف یا توصیف مشخصی وجود ندارد و بر این اساس برای هر فردی معنا ومفهوم خاصی دارد. دشواری در تعریف عشق و تنوع توصیف هایی که از آن شده است، ارزیابی و سنجش آن را نیز دشوار کرده است. در طول ۶۰ سال گذشته حدود ۳۰ ابزار مختلف برای اندازه گیری آن به وجود آمده اند وشاید جاه طلبانه ترین آن ها ابزاری است که عشق را براساس میل فرد برای صمیمت همراه با مراقبت و احساس تعلق به دیگری مورد ارزیابی قرار میدهد. تلاش های جامعه شناسان و روانشناسان اجتمای باعث شده است که عشق به انواع مختلفی تقسیم بندی گردد: عشق می تواند بین والدین و فرزندان، اعضای خانواده، دوستان و افراد مختلف دیگر باشد. اما به طور کلی عشاق می توانند دو نوع قراردادی عشق را تجربه کنند؛ عشق شهوانی و عشق اشتراکی.

عشق شهوانی که معمولا به عنوان عشق رمانتیک و شیدایی شناخته می شود، حالتی است از جذابیت وفریفتگی بسیار همراه با میل به دیگری. این نوع عشق با ویژگی هایی از قبیل دلسوزی وشفقت، شادی، اضطراب، میل جنسی و وجود و سرور زیاد شناخته می شود. برانگیختگی فیزیولوژیکی عمومی شامل افزایش ضربان قلب، تعریق، سرخ شدن پوست همراه با احساس برانگیختگی زیاد، اغلب از علائم فیزیکی این نوع عشق می باشد.

عشق شهوانی شدید نوعا در ابتدای روابط عاطفی شروع می شود. در عشق شهوانی، افراد معمولا بر اشتباهات خود مسلط هستند و تلاش می کنند از تعارضات اجتناب کنند. به نظر می رسد ملاحظات منطقی و عقلانیت بوسیله تحریک و برانگیختگی، به کنار گذاشته می شود. دیگران معمولا افراد دارای عشق شهوانی را به عنوان افرادی که به دنبال برآورده کردن نیازهای خود هستند در نظر می گیرند.

بنابراین جای تعجب نیست که عشق شهوانی عمر کوتاهی داشته باشد؛ و عمدتا چند ماه طول می کشد. چنین عشقی که بر پایه نادیده گرفتن شخصیت طرف مقابل باشد، با افزایش آشنایی طرفین، به سرعت تغییر می کند. اگرچه چنین مساله ای عمدتا توسط افرادی که آن را تجربه می کنند خصوصا افراد نوجوان و جوان که تجربه روابط عاشقانه طولانی مدت را ندارند، نادیده گرفته می شود. به دلیل همین ماهیت کوتاه مدت و ناپایدار آن، اغلب افرادی که درگیر این نوع عشق می شوند برای تداوم عشق شهوانی خود- درست زمانیکه شعله های عشق شهوانی هنوز زبانه می کشد- سعی می کنند به نوعی برای یکدیگر مسئولیت ایجاد کنند یا به یکدیگر وعده هایی می دهند (برای مثال نامزد شدن، معرفی به خانواده ها و…)، این مساله صرفا کمک می کند تا آنان دیرتر ناامید گردند. اما زمانیکه وجد و سرور آن ها به روزمرگی می رسد و آتش عشق کم سو می شود، تضادها و تعارض ها، به آرامی در سطوح مختلف روابط آن ها آغاز می شود، و عشاق سابق، افرادی شکاک، ناراضی و ناامید شده و با یکدیگر درگیری های متعدد پیدا می کنند.

برخی افراد در طول این دوره تلاش می کنند تا پایه های محکم برای عشق واقعی در روابط آتی خود ایجاد کنند. اما دیگران در کمال ناامیدی متوجه می شوند تنها چیزی که در طول این مدت واقعا با دیگران تقسیم کرده اند، شور شوق و اشتیاق (یکطرفه) بوده است.

عشق اشتراکی نسبت به عشق شهوانی تنش و استرس کمتری به همراه دارد. این نوع عشق با نوعی عاطفه و مهربانی دوستانه و صمیمی ، همراه با دلبستگی عمیق و بر پایه آشنایی گسترده با فردی که دوست داشته می شود، شناخته می شود. این نوع عشق عموما با سپاسگذاری عمیق طرفین از یکدیگر همراه است. این نوع عشق اغلب شامل تحمل و بردباری در برابر قصورات یکدیگر و تلاش برای رفع مشکلات و بهبود روابط بین فردی می باشد. این نوع عشق، به نوعی تعهد روبه رشد برای پرورش رابطه دوطرفه است. به طور خلاصه عشق اشتراکی اغلب بادوام و سرشار از احساسات و تعهدات عمیق است.

رابطه جنسی در این نوع رابطه نوعا بیانگر احساسات عمیق طرفین به یکدیگر، دادن اطمینان از درک نیازها و خواسته های یکدیگر و رساندن لذت به یکدیگر است. چنین شالوده ای بر مبنای دانش و اعتماد جنسی می تواند باعث تقویت روابط گردد. به موازاتی که عشق اشتراکی رشد می کند و روابط گسترده تر می گردد، روابط کلامی درباره مسائل و نگرانی های جنسی افزایش پیدا کرده و افراد با اطمینان وآسودگی خاطر بیشتری در اینباره با یکدیگر صحبت می کنند. به موازات ارتقاء روابط بین فردی و صمیمیت بین طرفین، لذت جنسی افزایش پیدا کرده و تعهدات طرفین در رابطه نیز قوی تر می گردد. بعلاوه رابطه جنسی در این نوع رابطه برخلاف عشق شهوانی، با معناتر بوده و رضایت عمیق تری را به دنبال دارد.

نظریه مثلث عشق استرنبرگ

تمایز بین عشق شهوانی و عشق اشتراکی بوسیله روانشناسی به نام رابرت استرنبرگ پالایش بیشتری پیدا کرد. رابرت استرنبرگ چهارچوب نظری جذابی را برای مفهوم سازی آنچه که مردم به عنوان عشق تجربه می کنند، ارائه داد. از نظر استرنبرگ، عشق شامل سه مولفه یا عنصر می باشد: اشتیاق، صمیمت و تعهد.

اشتیاق، یک مولفه انگیزشی بوده و به عنوان منبع سوخت برای احساسات رمانتیک، جذابیت فیزیکی و میل به داشتن رابطه جنسی شناخته می شود. اشتیاق باعث ایجاد میلی عمیق برای یکی شدن با فردی دیگر می شود. اشتیاق از جنبه ای، شبیه اعتیاد است چرا که ظرفیت ایجاد انگیزه و لذت زیادی را در فرد ایجاد کرده که باعث شکل گیری میل و هوسی قوی در فرد میگردد.

صمیمت مولفه ای عاطفی از عشق است که دربرگیرنده احساسی از تعلق و دلبستگی است. صمیمت شامل حسی از گرمی، به اشتراک گذاشتن، دوست داشتن و نزدیکی عاطفی است. بعلامه صمیمت شامل میل به کمک به دیگران و پذیرش در به اشتراک گذاشتن افکار و اندیشه ها و احساسات شخصی با دیگری نیز می باشد.

تعهد در حقیقت بعد شناختی یا فکری عشق است. تعهد در حقیقت به تصمیمی هوشیارانه برای دوست داشتن دیگری و حفظ رابطه برای مدتی طولانی علیرغم تمام مشکلات و دشواری های ممکن است.

استرنبرگ معتقد است که اشتیاق در ابتداری رابطه با سرعت و قدرت زیادی شکل می گیرد و در ادامه با پیشرفت رابطه، رو به کاهش می رود. در مقابل صمیمت و تعهد در ابتدا به تدریج شکل می گیرند (هرچند که هرکدام در مسیر منحصر به خود شکل می گیرند) و در ادامه رابطه گسترده تر و عمیق تر می شوند.

نظریه استرنبرگ، پایه ای مفهومی برای درک انتقال از عشق شهوانی به عشق اشتراکی به دست می دهد. عشق شهوانی اساسا شامل احساسات رمانتیک و جذابیت فیزیکی است، به سرعت رشد می کند و به سرعت فروکش می کند. به موازاتی که اشتیاق ضعیف تر می شود، بسیاری از زوجین گزارش داده اند که صمیمت وتعهد بین آن ها بیشتر شده است. اما اگر صمیمت بین زوجین شکوفا نشود و زوجین نتوانند تصمیمی آگاهانه برای تعهداتشان نسبت به یکدیگر داشته باشند، به محض کاهش شورو اشتیاق، روابط آن ها نیز به مرور سرد شده و تعارضات ظاهر می شوند. در مقابل، احساس تعهد و دلبستگی متقابل زوجین، می تواند روابط آن ها را برای طولانی مدت و در شرایطی رضایت بخش نگه دارد.

تمامی مولفه هایی که در نظریه استرنبرگ وجود دارند، از عناصر اصلی رابطه عاشقانه می باشند، اما آن ها در الگوهای مختلفی نمود پیدا می کنند و درجات متفاوتی از رابطه عاشقانه را نشان میدهند. بعلاوه آن ها در یک رابطه، در طول زمان تغییر می کنند. بنابراین ماهیتی تغییر پذیر دارند. استرنبرگ معتقد است که چنین ماهیت متغییری باعث بروز انواع عشق می گردد و یا حداقل باعث می شود که افراد عشق را به طرق مختلفی تجربه کنند.

برای مثال غیاب این ۳ مولفه در رابطه را با عنوان رابطه غیرعاشقانه می شناسیم. وقتی صرفا صمیمت در رابطه وجود داشته باشد، نوع رابطه دوستانه خواهد بود. اگر صرفا اشتیاق در رابطه حضور داشته باشد، شیفتگی یا شیدایی تجربه خواهد شد. حضور عنصر تعهد بدون اشتیاق یا صممیت منجر به تجربه رابطه عاشقانه توخالی خواهد بود؛ گویی که صرفا رابطه مکانیکی بین طرفین حاکم است. اگر صمیمت و تعهد بدون حضور اشتیاق باشند، رابطه عاشقانه اشتراکی تجربه خواهد شد.؛ در این حالت زوجین برای طولانی مدت می توانند زندگی شاد و لذت بخشی را تجربه کنند. اگر تعهد و اشتیاق بدون صمیمت حضور داشته باشند، عشق، جاهلانه خواهد بود؛ نوعی عشق کورکورانه همراه با میلی محال برای به دست اوردن کسی یا داشتن رابطه با وی. صمیمت و اشتیاق بدون تعهد، منجر به شکل گیری عشق رمانتیک خواهد شد و در نهایت حضور هر سه مولفه منجر به شکل گیری عشق به وصال رسیده خواهد شد؛ نوع کامل عشق که اغلب مردم برای آن تلاش می کنند، اما عموما دستیابی به آن بسیار دشوار و نگهداری و حفظ آن دشوار تر است.

 

نظریه مدل های عشق جان آلن لی

تلاش برای توصیف انواع روابط عاشقانه منجر به ارائه مدلی بر اساس واژه های باستانی یونانی از طرف جان آلن لی شده است. بر این اساس وی معتقد است که ۶ نوع رابطه عاشقانه وجود دارد: رمانتیک، سرگرم کننده، مالکانه، اشتراکی، نوعدوستانه و واقع گرایانه.

نوع رمانتیک:
افرادی که این نوع عشق را تجربه می کنند، جایگاه خاصی برای زیبایی ظاهری و فیزیکی طرف مقابل خود قائل هستند و به داشتن آن تاکید می کنند. چنین افرادی به دنبال تجربه لذت بصری و لمسیی هستند که با از ظاهر و بدن معشوق یا معشوقه خود کسب می کنند ومیل زیادی به مهربانی و داشتن رابطه با شریک خود دارند.

نوع سرگرم کننده: افرادی که این نوع عشق را تجربه می کنند، عمدتا به دنبال کسب تجارب متعدد جنسی هستند و تعهد را در پایین ترین سطح خود تجربه می کنند . عشق برای آنان نوعی تفنن و لذت زودگذر است. این نوع عشق ناپایدار بوده و اگر هم پایدار باشد، کاملا اتفاقی است.

نوع مالکانه: افرادی که این نوع عشق را تجربه می کنند به دنبال مالکیت در رابطه عاشقانه خود هستند؛ این نوع عشق معمولا با آشفتگی وحسادت بالا همراه است. این افراد زندگی پرپیچ و خمی در این نوع رابطه دارند. در این نوع رابطه درست همانطور که محبت و عاطفه می تواند بسیار لذت بخش دارد، آشفتگی هایی که تجربه می شوند می توانند بسیار دردناک باشند.

نوع اشتراکی: در این نوع رابطه تعهد، صمیمت و عطوفت به آرامی ایجاد می شود، اما زوجین توانایی بالای برای تحمل مشکلات دارند. در این نوع رابطه صلح و آرامش و نوعی روابط دوستانه حاکم است، این نوع رابطه طولانی مدت بوده و عشق و مهربانی جنبه با معناتری دارد.

نوع نوعدوستانه: افرادی که این نوع عشق را تجربه می کنند عمدتا روابطی توام با شفقت، دلسوزی، مراقبت و از خودگذشتگی را تجربه می کنند. چنین روابط و احساساتی عمدتا بدون هیچگونه چشمداشتی است.چنین عشقی بسیار صبوراست و هرگز خودخواه و حسود نیست.

نوع واقع گرایانه: افرادی که این نوع عشق را تجربه می کنند به دنبال انتخاب فردی هستند که با ملاک های عقلانی و منطقی آن ها سازگار باشد. در نتیجه این نوع رابطه می تواند به احساس رضایت متقابل بینجامد. افرادی که به دنبال این نوع عشق هستند تلاش می کنند رویکردی منظم و مرتب در این ارتباط داشته باشند و به دنبال شریکی هستند که از نظر اجتماعی، اقتصادی، مذهبی، تحصیلی و… با ان ها سازگار باشد.

جان لی معتقد است که روابط عاشقانه در طول زمان پیشرفت می کنند و افراد ممکن است در دوره های مختلف از زندگی شان رویکردهای مختلفی از عشق را تجربه کنند. صرفنظر از اینکه رضایت و موفقیت در یک رابطه عاشقانه، اغلب بستگی به این دارد که بتوانیم فردی را پیدا کنیم که رویکرد مشابهی با ما در ارتباط با عشق و صممیت داشته باشد، اما لی معتقد است که زوجین در هر نوع رابطه ای به دنبال ایجاد یک رابطه پایدار و موفق هستند.

تا این جای کار به تعریفی از عشق و مهمترین نظریه ها درمورد روابط عاشقانه پرداخته شد، سوال مهمی که اینجا مطرح می شود این است که چگونه دو نفر انسان با ویژگی های منحصر به فرد و متفاوت خود عاشق یکدیگر می شوند؟ یک رابطه عاشقانه چگونه شکل می گیرد؟ و عشق و نوع رابطه عاشقانه چه تاثیری بر رفتار جنسی ما دارد؟ به این سوالات در مبحث بعدی پاسخ داده خواهد شد.

 


 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *