سرطان، چگونه می تواند بر رفتار و زندگی جنسی ما اثر بگذارد؟

رفتار جنسی، به نوعی بیان کننده این است که شما چه کسی هستید(هویت جنسی)، چگونه خودتان را می بینید(تصویر بدنی)، چگونه خودتان را به لحاظ جنسی توصیف می کنید و احساسات جنسی تان نسبت به دیگران چگونه است. بنابراین رفتار جنسی چیزی بسیار فراتر از آمیزش جنسی است. سرطان به عنوان یکی از بیماری های مزمن به طرق مختلف می تواند رفتار و زندگی جنسی افراد مبتلا را تحت تاثیر قراردهد. از آنجاییکه ما انسان هایی مختلف با ویژگی های متفاوت و نیازهای جنسی متفاوت هستیم، پی بردن به اینکه سرطان چگونه و به چه شکل میتواند بر زندگی و رفتار جنسی ما تاثیر بگذارد، پیچیده خواهد بود و تقریبا غیرممکن است که به طور دقیق بتوانیم چگونگی تاثیر سرطان را بر زندگی جنسی افراد بیان کنیم. برخی از انواع سرطان و درمان های آن ها بیشتر از سایر انواع دیگر می تواند باعث کاهش میل جنسی و توانایی فرد برای داشتن فعالیت جنسی گردد. هرچند برای برخی دیگر ممکن است نیاز به داشتن روابط عاطفی و عمیق بیشتر گردد. سرطان از طریق تاثیری که بر وضعیت جسمی فرد میگذارد باعث تضعیف تصویری بدنی فرد از خودش می شود و در نیتجه عزت نفس جنسی فردکاهش پیدا و با کاهش میل جنسی در فرد، باعث کاهش فعالیت جنسی وی می گردد. سرطا ن علیرغم تاثیرات منفی که می تواند بر زندگی زناشویی زوجین تاثیر منفی بگذارد، می تواند باعث نزدیک شدن و تقویت روابط عاطفی و حمایتی زوجین نیز از یکدیگر گردد. این مساله تحت تاثیر عوامل مختلفی است؛ نوع سرطان، ویژگی های شخصیتی فرد، شکل روابط عاطفی و صمیمانه، منابع حمایتی اجتماعی و عاطفی فرد، توانایی جسمانی و یا ضعف جسمانی فرد و… .

اگر فرد مبتلا به سرطان، به دلیل بیماری و تحت تاثیر فرآیند درمانی اش، مشکلات در روابط جنسی و صمیمانه خود تجربه کرده است، به یک نکته مهم باید توجه کند وان اینکه این وضعیت برای همیشه پایدار نخواهد بود و می تواند وضعیت را تغییر دهد. فرد باید بتواند با همسر خود، پزشک معالج خود، اطرافیان و متخصصین دیگر درباره نگرانی هایش صحبت کند تا بهتر بتواند آن ها را مدیریت کند. این افراد به طور حتم می توانند راه های مختلفی برای رفع مشکلات و بهبود آن ها به فرد پیشنهاد دهند.

سرطان و درمان آن ممکن است باعث بروز علائم مختلفی از قبیل احساس ضعف، خستگی، تحریک پذیری، زودرنجی، غم و افسردگی، اضطراب و تنش، درد، مشکلات گوارشی نظیر اسهال، مشکلات مثانه، مشکلات تنفسی، تغییرات پوستی، ریزش مو، تغییر در هورمون های جنسی و… در فرد گردد. چنین علائمی نباید باعث گردند که فرد خود را از نظر جنسی ناتوان احساس کند، هرچندکه ممکن است هر کدام از این علائم به تنهایی بتوانند باعث بروز مشکلاتی در فعالیت جنسی فرد گردند، اما طرز تفکر و احساس فرد نقش مهمی در مقابله با مشکلات خواهد داشت. برای برخی افراد چنین علائمی و تاثیرات ان ها به معنای این خواهد بود که دیگر جذابیت جنسی سابق را ندارند، مثل سابق دوست داشتنی نیستند و… فردی که مبتلا به سرطان است ممکن است به دلیل بیماری اش، توانایی و انرژی لازم را برای رسیدگی به وضعیت ظاهری خود نداشته باشد، یا به دلیل درمانی که دارد وضعیت ظاهری اش تغییر کند. چنین وضعیتی ممکن است باعث نگرانی فرد و همسرش گردد، بیمارانی که تحت شیمی درمانی و نظایر آن قرار می گیرند، ممکن است در طول دوره درمانی خود که معمولا چندین ماه طول می کشد، احساس خستگی و فقدان انرژی خواهند داشت،این مساله ممکن است باعث آزار آن ها شود بویژه وقتی که می بینند اطرافیانشان نیز طول این مدت درگیر بوده اند، خستگی و فقدان انرژی ممکن است باعث گردد فرد یا زوجین مجالی برای فکر کردن در مورد روابط جنسی پیدا نکنند، حال آنکه برخی دیگر بیان می کنند این مساله و مقابله با آن باعث شده است که قویتر گردند و حتی روابط خود را مورد بازبینی مجدد قرار داده آن ها را بازسازی کنند.

نقش حمایتی زوجین از یکدیگر، بویژه از فردی که مبتلا به سرطان است، تقویت روحیه وی، انجام برنامه هایی بسیار ساده نظیر ماساژ، لمس کردن، بوسیدن، در آغوش گرفتن به میزان زیادی باعث کاهش استرس و اضطراب و مشکلات خلقی در فرد بیمار شده و باعث بهبود روابط می گردد. بنابراین همسران افراد مبتلا به سرطان باید سعی داشته باشند که تمرکز خود را بر فعالیت های حمایتی و لذت بخش هم برای خود وهم برای همسرشان داشته باشند؛ لذت بردن از کنار یکدیگر بودن، در آغوش گرفتن، لمس و ماساژ، صحبت کردن، بوسیدن، پرداختن به فعالیت های لذت بخش مانند بازی یا کتاب خواندن و… .

رفتارهای حمایتی و عاطفی همسر باعث می شود فرد مبتلا احساس ناتوانی جنسی نداشته باشد و حتی با کمک همسر خود به برانگیختگی جنسی کافی برای داشتن فعالیت جنسی نیز برسد. البته مطمئنا همه چیز مثل سابق نخواهد بود، اما انتقال این احساس که فرد حتی در شرایط فعلی اش می تواند برای همسرش جذابیت جنسی داشته باشد، باعث افزایش اعتماد به نفس جنسی در فرد می گردد. مهم است که زوجین در این ارتباط با یکدیگر به توافق برسند، مهم است که در مورد ترس ها و نگرانی هایشان با یکدیگر صحبت کنند، زوجین نباید ترسی در مورد صحبت کردن در مورد آنچه که دوست دارند یا ندارند داشته باشند، بنابراین اگر زوجین احساس می کنند صحبت درباره مسائل جنسی برایشان سخت است سعی کنند ابتدا درباره احساسی که نسبت به یکدیگر دارند و چیزهایی که از یکدیگر می خواهند صحبت کنند.

اما در کنار تاثیراتی که سرطان و درمان آن می تواند بر زندگی جنسی افراد داشته باشد، مسائل مهم دیگری نظیر نگرانی های شغلی، نگرانی های مالی و تمام چیزهایی که به نوعی کارکرد روزمره فرد را شکل می دهند نظیر نگهداری از فرزندان، مسئولیت های اجتماعی و… وجود دارند که اگر به شکل مناسب مدیریت نشوند می توانند زندگی را برای فرد پراسترس و نگران کننده بکنند. استرس و اضطراب نیز بر زندگی جنسی فرد تاثیر منفی می گذارد. اگر بیماری فرد باعث شود وی کارش را ترک کند، باید به دنبال منابع مالی دیگری برای تامین مخارج زندگی روزمره و درمان خود و اگر نتواند چنین منابعی تامین کند، مطئمنا در روابط زناشویی، عاطفی و خانوادگی دچار مشکلات و تعارضاتی خواهد گردید.

علائم سرطان و تاثیرات جانبی درمان آن می تونند گاهی انجام فعالیت های روزمره را به مشکلات متعددی مواجه کند، بویژه اگر زوجین صاحب فرزند یا فرزندانی نیز باشند. ممکن است فرد آنقدر ناتوان باشد که مجبور باشد از دیگران برای پرداختن به امور فرزندانش کمک بگیرد، ممکن است نتواند درباره بیماری و وضعیتی که در ان است با فرزندان خود صحبت کند، ممکن است نگران تاثیرات منفی بیماری اش بر فرزندان اش باشد و بسیاری چیزهای دیگر. این مساله ممکن است در مورد سایر کارکردهای روزمره نیز صدق کند. چنین مسائلی علاوه بر استرس هایی که ایجاد می کند، باعث می شود فرد فرصت، انرژی و توانایی کافی برای پرداختن به مسائل عاطفی و فعالیت جنسی خود را نداشته باشد، پرداختن به این مسائل ممکن است آنقدر فرد را به خود مشغول کند که عملا هرگونه فکر کردن به فعالیت جنسی و روابط عاطفی و جنسی را متوقف سازد، چنین شرایطی مطمئنا باعث بروز نارضایتی های زناشویی، عاطفی مشکلاتی در روابط بین فردی زوجین می گردد، زیرا شاید در ظاهر پرداختن به این مسائل موجه باشد، اما پرداختن به مسائل مختلف، صرف انرژی در حوزه های مختلف، خستگی ناشی از فعالیت های مختلف و… باعث ایجاد فشارها و ناراحتی های متعددی در زوجین و بویژه همسر فرد گردد که نتیجه آن نیز نارضایتی و تعارضات بین فردی خواهد بود که به اشکال مختلف ظاهر می گردد. بنابراین مهم است که زوجین سعی کنند زمانی برای صحبت کردن دراینباره بگذارند، درباره نگرانی هاو دغدغه هاییشان با هم صحبت کنند و زمانی برای باهم بودن بودن فارغ از درگیری های روزمره خودبگذارند. زوجین باید سعی کنند حرف های یکدیگر را بشوند و به دنبال راهی برای حل مشکلاتشان باشند. هر چند که باید بیان داشت در چنین شرایطی حفظ آرامش و صحبت کردن در مورد مشکلات به روشی منطقی کار بسیار دشواری است، اما بسیار کمک کننده خواهد بود و باعث می شود زوجین به یکدیگر نزدیک تر شوند.

تاثیراتی که سرطان و درمان های آن بر وضعیت ظاهری فرد می گذارند باعث تضعیف تصویر بدنی فرد شده و منجر به کاهش شدید عزت نفس در فرد می گردند، این مساله باعث می شود فرد احساس حقارت وناتوانی داشته باشد، خود را بی ارزش احساس کرده و رضایت کمتری از خود داشته باشد که تمام این مسائل باعث کاهش محسوسِ کیفیت زندگی فرد می شوند. نتیجه چنین احساسات منفی در مورد خود وعملکرد خود افسردگی و اضطراب و آشفتگی های ذهنی، هیجانی و روانی هستند.

چنین مشکلاتی در کنار خود بیماری باعث کاهش شدید میل جنسی و تمایل فرد به پرداختن به فعالیت جنسی میگردد. هرگونه شرایطی که برای یکی از زوجین ایجاد شود بر زندگی زوج دیگر نیز تاثیر می گذارد، کاهش عزت نفس فرد، تصویربدنی ضعیف وی، اضطراب،افسردگی و… در زوجی که بیمار است مطئنا بر زندگی دیگری نیز تاثیر می گذارد، هر کدام از زوجین انتظارات متفاوتی از یکدیگر شکل می دهند، زوجی که بیمار است انتظار حمایت عاطفی و کامل همسرش را دارد و زوج دیگر انتظار دارد که همسرش در برابر بیماری و شرایطی که پیش آمده قوی و سرسخت باشد، زوجین هر دو مطمئنا شرایط و سختی های پیش امده را درک می کنند اما به دلیل مشکلات متعدد و بویژه فقدان یا ناکافی بودن حمایت های عاطفی و مالی اطرافیان، ممکن است به سرعت انرژی و امید خود را از دست دهند و یکدیگر را مقصربدانند و انتظارت وتوقعات نادرستی از یکدیگر شکل دهند، این مسائل و عدم توجه به اهمیت روابط عاطفی و صمیمانه صرفا باعث بدتر شدن اوضاع می گردد. زوجین از یکدیگر بیشتر فاصله می گیرند و صمیمیت و عاطفه از بین می رود و نقش ها تغییر می کند، گویی که زوجین دیگر هیچ نوع مسئولیت عاطفی در قبال یکدیگر ندارند و در نهایت گسست عاطفی ایجاد می گردد که ترمیم آن نیز بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین مهم است که زوجین خود را با شرایط پیش آمده سازگار کنند و متناسب با آن برنامه ریزی کنند، با یکدیگر گفتگو کنند، انتظارات و نیازهای منطقی شکل دهند، زمانی را برای باهم بودن اختصاص دهند و از کمک های متخصصین و اطرافیان بهره گیرند و از شرایط پیش امده علیرغم تمام مشکلاتش به عنوان فرصتی برای تقویت روابط استفاده کنند.

زوجین باید بدانند بروز مشکلاتی در زندگی زناشویی و جنسی شان کاملا طبیعی است، مدتی طول می کشد که بتوانند خود را با شرایط پیش آمده وفق دهند، اما می توانند به خوبی همه چیز را مدیریت کنند. نیاز به تلاش بیشتری وجود دارد. زوجین باید دقت داشته باشند چنین مشکلاتی حتی برای ان های که هیچ بیماری خاصی ندارند نیز پیش می آید، پس طبیعی است برای آن ها که چنین بیماریی نیز دارند، شکل بگیرد؛ مهمترین مساله ایجاد حس اعتماد در یکدیگر و ایجاد این احساس است که علیرغم مشکلات و مسائل متعدد موجود، می توانند در کنار یکدیگر به مقابله با مشکلات بپردازند. صحبت کردن در مورد روابط جنسی هر چند ممکن است سخت و دشوار باشد، اما بسیار کمک کننده خواهد بود و میتواند زوجین را به داشتن روابط جنسی لذت بخش تشویق کند، هرچند که ممکن اس روابط جنسی زوجین محدود باشد، اما ادامه روابط جنسی در چنین شرایطی باعث نزدیکی و صمیمت بیشتر زوجین می گردد. کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر پزشک معالج، روانپزشکان یا مشاوران بویژه در مواقعی که کنترل اوضاع برای زوجین سخت می شود و یا کمک گرفتن از اطرافیان می تواند کمک خوبی برای کنترل شرایط باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *